نیکی معجزه من بود - همسفر عاصفه
پنجشنبه 20 شهریور 1399 ساعت 16:40 | نوشته شده به دست همسفر لیلا | ( نظرات )
 همسفر عاصفه: هم اکنون معجزه کنگره 60،  دختر کوچکی است که در  کنارم با لبخند،خوابیده است. او را نیکی نام گذاشتم تا فراموش نکنم، تمام ناممکن ها با خدمت عاشقانه و نیکی کردن، ممکن می شود.


می خواهم از معجزات کنگره60 بنویسم.  آنجا که هم اعتیاد مسافرم را درمان کرد و هم آرزویی ده ساله را در آغوشم نشاند.  
ازدواج کردم، خوشبخت ترین زن دنیا بودم.  همیشه آرزو می کردم که ای کاش خدا چنین همسری را به همه هدیه کند.  هرچند زندگی سخت بود اما دلم می خواست فقط روی خوش آن را باور کنم.  فکر میکردم اگر همسرم دیر به منزل می آید اشکال ندارد، حتما کارش خیلی زیاد است.  اگر مثل همیشه اقساط وام ها عقب افتاده، اشکال ندارد درامد نبوده و....  با وجود همه این داستانها، به فکر بچه داشتن افتادم، چند سال طول کشید و خبری نبود.  همه آزمایش ها خوب بود، بهترین پزشکان آزمایش ها را می دیدند و می گفتند مشکلی نیست اما به دلایلی ناشناخته بارداری شما امکان پذیر نیست.  این مسئله هم به مسائل قبلی خانواده ما اضافه شده بود .  
بی کاری، بی پولی و بی مسولیتی همسرم هر روز بیشتر میشد و خرج و مخارج درمان هم خیلی زیاد بود.  نمی فهمیدم مشکل خانواده دونفره ما چیست؟
یک غروب پاییزی، پرده از تمام مشکلات خانواده ما برداشته شد و اعتیاد که یار قدیمی همسرم بود، خود را به من نشان داد.  اما کنگره60 خیلی زود در مسیر زندگی ما قرار گرفت.  همسرم شد مسافر و بعد سالیان طولانی اعتیاد و ترک، قدم در راهی جدید گذاشت و خوب سفر کرد.  
و منی که همیشه عاشق بچه بودم، در طی سفر مسافرم فکر می کردم، ای کاش زودتر این 11ماه تمام شود و من پزشک جدیدی را ملاقات کنم،شاید بتواند مشکل ما را حل کند.  
سفر مسافرم به پایان رسید و خیلی بعد از آن منِ همسفر، کمی آرام شدم. انگار، قرص های اعصاب که مهمان چندین ساله من شده بودند، داشتند جایشان را با سی دی های کنگره عوض می کردند.  
مسافرم مرزبان شعبه شد و با عشق خدمت می کرد، دیگر اقساط وام ها عقب نمی افتاد، دیگر به خانه نمی آمد.  و منی که همیشه از شدت عصبانیت و ترس هایم حتی در لژیون هم می لرزیدم،  آرام شده بودم.  اما آرزویی در دلم بود، داشتن فرزند! 
همیشه راهنمایم می گفتند، بعد از سفر خیلی از بیماری ها درمان می شود و حتی بوده‌اند کسانی که بچه دار شده اند.  اما مگر می شود؟ ،  الان 10سال گذشته و من همه راه ها را رفته ام؟
فروردین ماه بود و من و مسافرم در حال درس خواندن برای امتحان کمک راهنمایی بودیم.  قرار بود بعد از امتحان و در تیر ماه یک عمل جراحی که تقریبا آخرین امید ما برای بچه دار شدن بود را، داشته باشم، اما قبل از آن، معجزه کنگره، خود را به ما نشان داد.
بله، مسافرم سفر کرده بود، سیستم ایکس او بازسازی شده بود،  من هم آرام بود و سیستم ایکس من هم بازسازی شده بود و این گره ناگشوده ای بود که تعداد زیادی از پزشکان با مخارج هنگفت، نتوانسته بودند آن راباز  کنند.  
هم اکنون معجزه کنگره 60،  دختر کوچکی است که در  کنارم با لبخند،خوابیده است. او را نیکی نام گذاشتم تا فراموش نکنم، تمام ناممکن ها با خدمت عاشقانه و نیکی کردن، ممکن می شود.  دخترم، معجزه ای است که هر گاه او را نگاه می کنم به کنگره بیشتر و بیشتر ایمان می آورم و هرگاه او را در آغوش می گیرم روزهای شیرین رهایی را برای تمام همسفران و مسافران آرزو می کنم و البته می دانم که نوبت باران محفوظ است و می دانم این روزهای روشن را مسافران و همسفران واقعی کنگره خواهند چشید.


نویسنده: همسفر عاصفه(لژیون یکم)
تهیه و تنظیم: همسفر لیلا
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سه شنبه 1 مهر 1399 11:20
الهی هزاران بار شکر ..قربون نیکی جان بشم من ..خاتون آرامش
مینو لژیون هشت یکشنبه 23 شهریور 1399 20:58
عاصفه جان زندگیت پراز معجزه الهی نتیجه صبر زیبا همین است
شهناز لژیون 5 ستارخان یکشنبه 23 شهریور 1399 09:15
عزیزم خانم عاصفه عزیز با خوندن این دلنوشته اشک شادی تو چشمام جمع شد واز ته دل خوشحال شدم و خداراشکر بابت این معجزه ی زیبای الهی در کنار هم شاد وسلامت و خوشبخت باشید. نیکی را ببوس
همسفر سمیه لژیون چهارم شنبه 22 شهریور 1399 22:22
عاصفه ی عزیزم خیلی برات خوشحالم نیکی جان و ببوس
همسفر فرزانه لژیون سوم شنبه 22 شهریور 1399 21:59
خانم عاصفه چقدر دلنوشته زیبایی بود واقعا به دلم نشست ، خدارو هزاران بار شکر که ما کنگره را داربم انشالله خدا براتون حفظ کنه نیکی خانم
همسفرسعیده شنبه 22 شهریور 1399 19:49
عاصفه ی عزیزم، من هم با شادی شما شادم
همسفر شراره لژیون یکم جمعه 21 شهریور 1399 23:52
عاصفه جان عزیزم چه معجزه قشنگی
همسفراعظم لژیون ۸ جمعه 21 شهریور 1399 09:45
بسیار زیبا و دلنشین...خانم عاصفه عزیزم لااقل منی که دوره سختیهای شما مرزبان بودم تمام قصه واقعیتون رو باور دارم واین معجزه را به چشم دیدم..
همسفر معصومه لژیون یکم جمعه 21 شهریور 1399 08:19
خانم عاصفه، خواهر قشنگم انشالله همیشه در کنار این معجزه زندگیت روزهای قشنگ تری و تجربه کنی.
پنجشنبه 20 شهریور 1399 19:40
خانم عاطفه عزیز خدا قوت
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات