سه یادداشت از همسفران لژیون دهم
جمعه 10 مرداد 1399 ساعت 00:20 | نوشته شده به دست همسفر لیلا | ( نظرات )
 سه همسفر لژیون دهم یادداشتی از ورود خود به کنگره و آموزشهایی که دریافت کردند برای ما نوشتند که باهم میخوانیم:


یادداشت همسفر ربابه:
من سه ماه دیرتر از مسافرم وارد کنگره شدم  اشنایی به کنگره نداشتم، برادرم میگفت همسفر میخواهم.  از روی اجبارقبول کردم. با خانم بتول که خانم دوست برادرم بود اشنا شدم و با ایشان وارد کنگره شدم. اول خیلی به نظرم سخت می آمد.  بعد سه بار راهنما انتخاب کردم. خانم سحر بودند، خانم مهربان و با حوصله و پ راز اطلاعات بودند. اول فکر میکردم برای برادرم می آیم ولی بعدها متوجه شدم خودم به جهانبینی بیشتر احتیاج دارم. خدا را شکر برادرم خوب سفرکرد وگل رهای را از دست مبارک اقای مهندس گرفت بهترین روز برای من خواهر بود الان یکسال و نه ماه ازاده رها هستش . من خیلی حالم خوب شده هم سی دی ها را گوش میکنم هم حرفهای راهنمایم عملی میکنم. از روزی که وارد کنگره شدم تا الان واقعا از نظر روحی،  صحبت کردن ، منش کردار و ... از هرنظر عالی شدم . از اقای مهندس حسین دژکام وخانواده محترمش وخانم سحر وهمه خانواده کنگره ۶۰ کمال تشکر رو دارم.

یادداشت همسفر زهرا:
من توسط مسافرم وارد کنگره شدم، ایشان با کنگره از طریق دوستانش اشنایی داشت. ولی من فکر نمیکردم کنگره به این صورت که هست باشد ،دانشگاه خدا شناسی و خودشناسی و خود سازی است.  و خیلی چیزهای دیگه که من بلد نبودم یاد گرفتم ،،،و الان حس خیلی خوبی دارم نسبت به کنگره و می دانم این حس ها تبدیل به انرژی شده و به من منتقل میشود و من انگیزه بیشتری برای ماندن در کنگره پیدا کردم  دو سال زمان برد تا مسافرم وارد کنگره شد و من با توکل به خدا و با امیدواری تمام در کنگره ماندگار شدم تا مسافرم به رهایی برسد ،  من در کنگره یاد گرفتم ،،چطور تفکر سالم داشته باشم ،،،توکل به خدا کنم برای هر کاری ،،خودمو تغییر بدم ، با مسافرم بحث و جدل نکنم ،،صبور باشم ،،تجسس نکنم ، خود و مسافرم با دیگران مقایسه نکنم ،،فضولی نکردن،،پس انداز ،،،محبت کردن و عشق ورزیدن به دیگران،،،و دعا کردن ، و سکوت که بهترین نتیجه رو داشت فکر میکنم،،،،،

یادداشت همسفر مستان:
من به اتفاق و واسطه عروسم با کنگره اشنا شدم، جلسات اول ودوم زیاد مشتاق آمدن نبودم به قولی نیروهای باز دارنده باعث میشدن.د ولی من برآنها غلبه کردم وبا امدنم راهم را ادامه دادم. چون اصلا نمتوانستم قبول کنم که پسرم یک مصرف کننده است .وارد یه شوک عجیبی شده بودم وقتی وارد گنکره شدم دیدم پایان هر نقطه سر آغاز خطی دیگر است الان بعد از یک سال  احساس میکنم در همه مورد زندگی آگاهتر وبا سوادتر شدم وخدارا شاکرم وخیلی چیزها یاد گرفتم .هم درمورد یک شخص مصرف کننده وهم در مورد تمام قوانین زندگی وامیدوارم کم وب یش بتوانم استفاده کنم به قول استاد عزیز وبزرگوار جناب مهندس: صفت گدشته در انسان صادق نیست چون جاری است.

تهیه و تنظیم: همسفر لیلا
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر شراره لژیون یکم چهارشنبه 15 مرداد 1399 15:54
تشکر از همه
همسفر سمیه لژیون چهارم سه شنبه 14 مرداد 1399 10:21
ممنون عزیزان موفق باشید
همسفر فرزانه لژیون سوم دوشنبه 13 مرداد 1399 15:22
خدا قوت به شما عزیزان
همسفر زینب (لژیون سوم) دوشنبه 13 مرداد 1399 08:57
خدا قوت به هر سه عزیز.
ریحانه همسفر لژیون چهارم دوشنبه 13 مرداد 1399 00:58
خدا قوت به سه عزیز
زهره همسفر از لژیون سوم دوشنبه 13 مرداد 1399 00:03
خدا قوت به همگی
همسفر معصومه لژیون یکم یکشنبه 12 مرداد 1399 17:27
ممنون از همگی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic