چهارده وادی ، چهارده روشنایی - همسفر شهناز
دوشنبه 29 اردیبهشت 1399 ساعت 13:48 | نوشته شده به دست همسفر شهناز | ( نظرات )

 همسفر شهناز در این دلنوشته میگوید:  اگر درست فکر کرده بودم مشکلاتم و مسئولیتهایم را پذیرفته بودم، اینقدر، ضدارزشها در من پررنگ نمیشد و به وجود نمی آمد .اگر فرمان عقل را در زندگیم به کار میبردم ، کلید و راز نجات زندگیم را از این گرداب بی سر و ته پیدا میکردم ...



سلام دوستان، شهناز هستم یک همسفر 
میخواهم از خودم بگویم از زمانی که به اصرار همسرم وارد کنگره ۶۰ شدم ؛ چون بارها و بارها ترک و دوباره برگشت کرده بود ،( حتی بار آخر بعد از دوسال ترک برگشت کرد) ، بنابراین اصلا اعتماد نمیکردم و در این ده ، دوازده سال زندگی مشترک که درگیر بودیم ، من به مرور زمان دچار ضدارزشهایی شده بودم که خودم هم متوجه نبودم .
 فقط گاهی اطرافیان (خصوصا نزدیکان خودم ) به من میگفتند که ؛ شهناز تو تغییر کردی چرا اینطوری شدی؟ عوض شدی؟! پر از خشم، شتابزدگی، کم طاقتی، نفرت، کینه، زودرنجی، و...، همه اینها را اغلب داشتم حالا گاهی کم، گاهی زیاد، تا اینکه همسرم به کنگره آمد و من هم بعد از ۳ ماه وارد کنگره۶۰ شدم .
 ابتدا با شک و تردید و ناباوری وارد شدم و به مرور و با آموزشهای خوب راهنمایم، بالاخره وصل شدم، سه ماهه اول دیر میآمدم ، سی دی مینوشتم اما خلاصه، و میگفتم من خودم همه اینها را بلدم چرا باید بنویسم؟ مسافرم باید بنویسد !؟ او من را اذیت کرده است ، آبرویم را برده  است و... . 
فکر میکردم میدانم،  ولی اگر واقعا میدانستم ، زندگیم به اینجا کشیده نمیشد . اگر درست فکر کرده بودم مشکلاتم و مسئولیتهایم را پذیرفته بودم، اینقدر، ضدارزشها در من پررنگ نمیشد و به وجود نمی آمد .اگر فرمان عقل را در زندگیم به کار میبردم ، کلید و راز نجات زندگیم را از این گرداب بی سر و ته پیدا میکردم یا لااقل اجازه بیشتر غرق شدن را نمی دادم و حرکت درست را پیدا میکردم . اگر در این مسیر بلد بودم درست حرکت کنم اینقدر نقطه ی تحملم پایین نمی آمد و متوجه میشدم که در هر جای زندگی که باشم میتوانم تغییر کنم ، دوباره شروع کنم و همه چیز را اصلاح کنم.
 یاد میگرفتم چطوری یک چشمه نور و انرژی باشم و به عزیزانم؛ بعنوان یک مادر ، همسر ، فرزند ،انرژی بدهم، نه اینکه انرژی دزدی کنم. کاردرست را همان اول انجام میدادم ؛ یعنی بدنبال راه درمان واقعی میگشتم نه اینکه در بیراهه ها سرگردان شوم. متوجه میشدم که از هر نقطه شروع کنم حتی، اگر همه چیز تمام شده باشد، یک شروعی دوباره هست! اگر اعتیاد زندگی من و خانواده ام را تحت الشعاع قرار داده، شاید شروعی نو و تازه در راه باشد... که شد.
 اما درنهایت؛ چیزی که باعث شد ۱۵ سال زندگی مشترک ما دوباره متصل شود و به این حال خوشی که امروز داریم برسد؛ پیوند عشق و محبت واقعی بود و هست که این روزها با تمام وجودم حس و حال تمام عزیزانی که با من در کنگره هم دردند را حس میکنم . همین تغییرات به مرور باعث شده که به این حال خوب برسم و بارها و بارها خدارا شکر کنم و درک کنم که تمام آموزشهای کنگره را بایست در زندگیم کاربردی تر کنم تا درونم روز بروز تغییر کرده و حال بهتر و خوش تری را داشته باشم . 
این روزها سی دی هایم را کامل و با لذت بنویسم چندبار گوش کنم تا بتوانم نکات را در زندگیم اجرا کنم در پیدا و پنهان و درخلوت و درجمع، ضد ارزشها را کمتر و ارزشها را بیشتر اجرا کنم و همیشه مسئولیت ها در زندگی ام را بعهده بگیرم و تفکر درست را سر لوحه کارهایم قرار دهم و هنگام رویارویی با مشکلات دنبال راه حل بگردم و برای انجام هرکاری با توکل به خدای بزرگ و مهربان حرکت کنم و سعی کنم نقطه تحمل خود را بالاتر ببرم و راه و رسم چشمه جوشان شدن را در خود بیابم و با عشق درون به فرمان عقل نزدیک شده و امر اول را درست در موقع خودش اجرا کنم و بدانم هر دوره ای که تمام میشود دوره جدید دیگری شروع میشود و همه اینها را من در کنگره به لطف راهنمایی های خوب کمک راهنمای عزیز و مهربانم و آموزشهای خوب کنگره آموختم. 
و با این سه جمله نوشته ام را پایان میدهم : 
اول؛ آرزو میکنم که تمام سفر اولی های خواستار رهایی کنگره هم به رهایی برسند. 
دوم؛ از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر و سپاس فراوان میکنم.
سوم؛ خدایا شکرت

نگارش: همسفر شهناز لژیون پنجم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته ها، برداشت من از آموزشهای كنگره،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ریحانه همسفر لژیون چهارم پنجشنبه 8 خرداد 1399 01:46
ممنون خانم شهناز دوست داشتنی
همسفر شراره لژیون یکم چهارشنبه 7 خرداد 1399 19:21
مرسی خانم شهناز خیلی به دلم نشست
همسفراعظم لژیون ۸ دوشنبه 5 خرداد 1399 15:09
خانم شهناز ممنون از دلنوشته دلیتون..
همسفر سمیه لژیون چهارم شنبه 3 خرداد 1399 00:24
خدا قوت عزیزم.14 وادی الفبای زندگی هر یک از اعضاءی کنگره است که هر شخص با برداشتش میتواند داستان زندگی خود را به زیبایی رقم بزند وبه صلح و ارامش برسد ودر صراط مستقیم قرار بگیرد
نازی (لژیون ۵) جمعه 2 خرداد 1399 19:41
عالی بود خانم شهناز ، موفق باشید
فاطمه لژیون پنجم جمعه 2 خرداد 1399 01:37
خانم شهناز خداقوت خیلی عالی بود
همسفر سکینه چهارشنبه 31 اردیبهشت 1399 15:24
عالی و اموزنده بود خداقوت
همسفر سعیده لژیون پنجم چهارشنبه 31 اردیبهشت 1399 02:16
همیشه شاهد تلاش هاتون بوده ام امیدوارم در همه مراحل موفقیت باشید
همسفر سعیده لژیون پنجم چهارشنبه 31 اردیبهشت 1399 01:57
خانم شهناز ممنون بسیار عالی نوشتید همیشه از تجربیاتتون استفاده میکنم
همسفر سعیده سه شنبه 30 اردیبهشت 1399 20:00
امیدوارم در راهی که در پبش گرفته اید موفق باشید
مونا سه شنبه 30 اردیبهشت 1399 18:06
خانم شهناز عزیز لذت بردم و استفاده کردم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات