مشارکت مکتوب هفته راهنما - لژیون پنجم
شنبه 27 اردیبهشت 1399 ساعت 01:58 | نوشته شده به دست همسفر لیلا | ( نظرات )

 جمعی از همسفران لژیون پنجم  تبریک خود را  را در قالب مشارکت های مکتوبی در باب دستور جلسه هفته راهنما ارائه نمودند.


همسفر مونا:
آشیانه ای در باد و طوفان ، بی در و بی محافظ ، شبی بی پایان را می گذراندم .
 من بودم و دو طفل خردسالم آواره و تنها . من به ازدواجی خودخواسته تن داده بودم اما کودکانم مرا نشانه ای بودند که آیا اجازه داشتم بمانم و آنان را نیز سهیم در دردهایم گردانم ؟ مغزم یخ می کرد از زمستان سرد تفکراتم . آنقدر رنج کشیدم که شبی بی تحمل شدم و صبرم به پایان آمد .
 فریاد برآوردم که ای بزرگ ای تابان سر بر زن ، شب زیست را در هم ریز ، ستاره ای ، ای برون از دید ، آیا نیاز نیازمندان را تو چاره نبودی ؟ آنکه درمان دردها بود تو نبودی ؟ درد از من باز پس گیر و جامه ی کهنه و مندرسم را نو گردان به نویدی  از فصلی تازه .
مرا لبخندی زد به خنکی نسیم و دستهای بزرگش را بر چشمهایم گذاشت چنان که شیوه ی مهر اوست . قلبم جلا گرفت و خوابم برسید ، آنگونه که سالها بود آنرا نچشیده بودم .
در یادم بیتی از غزل عراقی نقش داشت : تو در برون چه کردی که درون خانه آیی ؟ این کلام مرا در ذهن بود همواره و تصور می کردم پروردگارم منتظر نیکی از من است . اما او مهربان بی منتی است که مرا به اوج عشق خود بی منت خواند . آری راه نمایان شد و پایان خط تاریکی من ، آغاز خط نور و قرب شد .
آنگاه که حرکت کردم و آمدم به زمین مقدس شما ، ای بزرگوار ! آن صلابت و ایمانت در گفتارت مرا چنان شیفته ات گرداند که دست از عصیان بر خویش برداشتم و دست در دستان خداییت گذاشتم . سر فرو آوردم در مقابل فرمانت و تو فراموشی هایم را باز یادآوردی تا با وسوسه های حیاط جسمم روبرو گردم . گرد از من برداشتی و رختم نو کردی . تصویری از مهر و آیین پیامبر نور محمد (ص )گشتی به تمامیت برایم . دوستت دارم و عهد و پیمانم با پروردگارم همراهی با توست . هفته راهنما برهمه عزیزان خجسته باد .


همسر سکینه:
سلامی به گرمی عشق، دیشب شب قدر بود و من بعد این همه سال اولین سالی بود که حس کردم شب قدر امسالم خیلی فرق کرده است. من الان بهتر توانستم معنی قدر را بدانم و همه اش به خاطر فرشته ای بود که خدا برای راهنماییم فرستاد،خدا جون ممنونم، فرشته ی تقدیرم بخاطر بودنت، عشقت، محبتت ممنونم،دستانم در این شبها به سوی آسمان بلنداست ومیدانم آغوشی گرمتر از مادر همیشه برایم باز است ومن با امیدی بیشتر پا به سوی هدفی روشن قدم میگذارم، ازهمه ی سختی هایی که برام به جان میخرید سپاسگذارم راهنمای من!

همسفر شهنار:
افلاطون را پرسیدند :چگونه است که تو معلم خویش را بیش از پدر احترام مینهی و بزرگ میداری؟
گفت پدرم مرا از بهشت به زمین آورد و معلمم مرا از زمین به بهشت رهنمون می سازد.
حال شما قضاوت کنید احترام بر کدام واجب تر؟؟؟…..
اندیشه ام از تو سبزوآباد شده
از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک وشاد استاد ببین
غم رفته زجانم ودلم شاد شده
خانم سعیده عزیز هفته و روز راهنما برشما مبارک!

همسفر نازی:
گاهی دلگرمی یکی چنان معجزه میکند که انگار خدا در زمین کنار توست .
خانم سعیده عزیزم ، راهنمای بزرگوارم ، تو را به چه مانند کنم ...؟
چگونه سپاس گویم مهربانی و لطف تو را که سرشار از عشق و یقین است 
در تمام این مدتی که در کنگره حضور دارم بهترین درسهای زندگی را به من یاد دادین . اگر عشقی در دلم جوانه زده ، اگر حال خوشی به زندگیم برگشته است به لطف آموزشها و انرژی ناب شما بوده است.
پیام هایتان ، آموزش هایتان ،  چراغ راه زندگیم شد و من را به سرزمین نور و آگاهی هدایت کرد .
ای آیینه ی تمام نمای عشق و محبت هفته ی راهنما را خدمت شما تبریک عرض میکنم و برایتان آرزوی موفقیت و سلامتی می نمایم .

همسفر سیمین:
راهنمای عزیزم
ای کسی که آموختم با تو الفبای انسانیت را، از تو آموختم چگونه زیستن و انسان بودن را  !!
از تو آموختم صبر و شکیبایی را   !!
از تو آموختم تواضع و فروتنی را در اوج را !!
از تو آموختم  پاکی و صداقت را  و چگونه دوست داشتن را  !!
امروز که روز توست، من با افتخار بر دستان تو بوسه میزنم و به خاطر همه درسهای زندگی که به من آموختی سپاسگزارم.


همسفر سعیده:
در روزهایى كه سرشار از ناامیدى بودم و در مشكلات خودم كه برایم مپل یک باتلاق شده بود و دست و پا میزدم، هر روز بیشتر و بیشتر غرق میشدم، دست تقدیر مرا به كنگره رساند. براى اولین بار یك شخص در زندگى من قرار گرفت كه بدون اینكه بفهمم چگونه، چراغ هاى امید را در من روشن كرد مسیر را براى من نورانى كرد
راهنما!  به راستیكه چه واژه پر معناییست، راهنمایم به من یاد داد که راستگو باشم ، من از او یاد گرفتم که چگونه بیندیشم، به من درس استوراى و سرسختى و تحمل داد، او به من مهر و محبت را آموخت، راه و رسم عاشقى را هجى كرد، و او صبورى را پیشه راه من كرد.
من امروز وقتى اسم راهنمایم میاید قلبم به تپش مى افتد عاشقانه دوستت دارم خانم سعیده
به مناسبت هفته راهنما، تبریكات گرم و صمیمی خودم را به همه اعضای جامعه انسانى كنگره ٦٠، ابراز می دارم، از شما قدردانى مى كنم، و برای یكایكتان موفقیت و پیشرفت در زندگى آرزومندم.


مشارکت جمعی از همسفران لژیون پنجم
تهیه و تنظیم: همسفر لیلا

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دستور جلسه هفته، دلنوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ریحانه همسفر لژیون چهارم پنجشنبه 8 خرداد 1399 01:42
ممنون از زحماتتون در شعبه
ریحانه همسفر لژیون چهارم پنجشنبه 8 خرداد 1399 01:42
ممنون از زحماتتون در شعبه
همسفر شهناز لژیون 5 جمعه 2 خرداد 1399 19:02
خواهر لژیونی های عزیزم عالی بود و لذت بردم.
همسفر سعیده سه شنبه 30 اردیبهشت 1399 20:07
ممنون از همه عزیزان
همسفر سعیده لژیون پنجم سه شنبه 30 اردیبهشت 1399 01:46
خواهر لژیونی های عزیزم بسیار لذت بردم از دلنوشته ها
همسفر اکرم لژیون یکم مسافر نیکوتین شنبه 27 اردیبهشت 1399 15:12
خدا قوت به شما عزیزان ..
همسفر سمیه لژیون چهارم شنبه 27 اردیبهشت 1399 14:08
خدا قوت به همه ی عزیزان و تشکر ویژه از خانم سعیده که خالصانه در شعبه خدمت میکنند .
همسفر معصومه لژیون یکم شنبه 27 اردیبهشت 1399 12:22
عالی بود خواهرای لژیون پنجم و خدا قوت به خانم سعیده عزیز.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات