پناهگاه من -همسفر اکرم
دوشنبه 25 فروردین 1399 ساعت 16:28 | نوشته شده به دست همسفر لیلا | ( نظرات )

 همسفر اکرم در این دلنوشته میگوید: باز هم جای شکرش باقی است. جایی هست در این روزها که مثل همیشه در سختیها دلم را آرام می کرد آنجا پناهگاه من بود. سی دی های کنگره،  وبلاگ کنگره ، کتابهای کنگره و لژیون مجازی که آقای مهندس در این روزها تشکیل داده است .



۶۰ روز گذشت چقدر روزهای سختی است مگر می‌شود عید باشد پیش پدر و مادرت نباشی آنها را بغل نکنی سفره هفت سین در کنار پدر و مادر برادر و خواهر معنی پیدا می‌کند .عید یعنی دیدن خاله و دایی عمو و بغل کردن تک‌تک آنها حرف زدن و خندیدن در کنار آنها قشنگی سال نو با لباس های جدید هست هر چند که غیر از عید هم لباس  میخریم ولی مال عید یک چیز دیگر است و حال و هوای دیگری دارد خوشمزگی سفره عید به آجیل ها شکلات ها و شیرینی های رنگارنگ هست .دلم برای ماهی های قرمز تنگ بلور خیلی تنگ شده دلم خیلی گرفته برای مهمانی های دورهمی درد و دل کردن ها  خندیدن ها حرف زدن ها انگار یک دفعه یک صد این وسط کشیده شد و ما  ماندیم این طرف و همه این دلخوشی ها آن طرف دیگر.
 عصرها دلم خیلی میگیره وقتی به مادر تلفن میزنم تا دلتنگی هایم رفع شود بعد از قطع کردن تلفن دلم بدتر می گیرد.
 شاید هر ۱۰ روز یکبار به بیرون برای گرفتن لوازم ضروری برویم ولی همه جا بسته است  گویی قشنگی شهر ، به رفت و آمد مردم ، مغازه‌ها و ویترین‌های رنگارنگ آنهاست.
 دلم پر کشیده برای بغل کردن تک تک بچه های لژیون و راهنمایی عزیزم، دلم برای مشارکت ها، برای چایی های بعد از جلسه تنگ شده  است. وای خدای من همه اینها برای من چیز های عادی بود ولی الان  هیچکدام نیست .اوضاع خیلی سخت شده است.
آهای ویروس کوچک! تو چه کار کرده ای؟!
 غروب  نشستم سر سجاده نماز و کلی  دعا کردم برای همه عزیزانم که هیچکدام ناقل این بیماری نباشند. باز هم جای شکرش باقی است. جایی بود که مثل همیشه در سختیها دلم را آرام می کرد آنجا پناهگاه من بود. سی دی های کنگره،  وبلاگ کنگره ، کتابهای کنگره و لژیون مجازی که آقای مهندس در این روزها تشکیل داده است .
اما نباید یادم برود من از کنگره کلی آموزش دیده ام حالا باید همه آنها را عملی کنم. اول باید آرامش خودم را حفظ کنم و روحیه ام را قوی نگه دارم و  بعد به تغذیه ام برسم تا جسم سالمی داشته باشم و یاد بگیرم  همه این ها نعمت بزرگی بوده است  که قدرش را تازه فهمیده ام.
شاید همه این ها یک تلنگری باشد از طرف خداوند باشد تا قدر داشته هایمان را بیشتر بدانیم و شکرگزار او باشیم.
 در این اوضاع به این نتیجه رسیدم که این همه غصه می خوریم برای رسیدن به مادیات اگر سلامتی نباشد هیچ کدام از این‌ها ارزشی ندارد .
آرزو می کنم سلامتی برای خودم و خانواده ام و خانه دوم کنگره! خدایا همه عزیزانم را حفظ کن و کمک کن تا این بلا هرچه زودتر از بین برود.


نگارش: همسفر اکرم (لژیون یکم)
تهیه و تنظیم: همسفر لیلا
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ریحانه همسفر لژیون چهارم سه شنبه 2 اردیبهشت 1399 15:56
انشاالله اخرش به خیر ختم میشه
همسفر معصومه لژیون یکم پنجشنبه 28 فروردین 1399 18:45
خانم اکرم عزیز، خیلی دلنشین بود. سپاس خواهر خوبم.
شهناز لژیون‌۵ ستارخان پنجشنبه 28 فروردین 1399 00:01
اول که آمییییییین
دوم که خانم اکرم چقدر خوب نوشتین لذت بردم .
سوم که منم دلم برای همه اینها که گفتین تنگ شده .
چهارم که در نهایت خداراشکر بابت همه خوبی هایی که داریم و شما اشاره کردین و انشالله خیر است.
همسفر زینب چهارشنبه 27 فروردین 1399 14:18
آمیییین
خدا قوت خانم اکرم عزیز.
همسفر مهسا لژیون سوم چهارشنبه 27 فروردین 1399 02:59
پایان شب سیه سپید است
امضای خدا پای تک تک دعاهاتون خانم اکرم عزیزم
همسفر اکرم لژیون یکم سه شنبه 26 فروردین 1399 12:49
بامید روزهای خوب
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic